حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

606

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

عين الدوله و اتراك در مسئلهء آمدن فرمانفرما تلخ است . اگرچه با ارباب هم صفاى قلبى ندارند ، ولى زورشان به ارباب نمىرسد و چاره‌اى جز تملق ندارد . اين هم « 61 » صلاح خود را در اين دانسته كه چنان بدخرجى و اصراف و تبذير بكند كه هميشه ذليل و محتاج باشد و عاقبت به بيع قطعى ، دولت و ملت را بفروشد ؛ اگرچه فروخته است . در اين ميانه ، عاقل و نيك‌بخت مشير الدوله است كه دو شمشيره بازى مىكند . مأمور كارگزارى بوشهر ، نصر السلطان پسر حاج ميرزا حسين خان مرحوم كه نوادهء مرحوم حاجى ميرزا مسعود وزير امور خارجه و جده‌اش ضياء السلطنه دختر فتح‌على شاه است . حاج ميرزا حسين خان مصباح الدوله چندى هم در بمبئى بود و اين پسر را هم همراه برده بود و از آنجا به طرابوزان رفت و در آنجا مرحوم شد . برادر مصباح الدوله ، حاج ميرزا حسن ثانى نايب الوزراء بود كه پارسال مرحوم شد . مردمى سخت معقول هستند . خودش جوان است ؛ آمد به ملاقات من ، يك كتاب با او حرف زدم . تعهدات كرده است و مىتوان او را راه برد . بايد او را دلخوش نگاهداشت . لنگه و عباسى را هم ضميمهء كار او كردند . پيوست پنجم از اين‌كه در تعمير و مرمت عمارت نظامى عباسى اقدام كرده‌ايد و اگر چفت و لولائى كسر داشته درست كرده‌ايد ، ممنونم . خاصه نوشته بوديد كه اراضى آنجا را باغى طرح كرده‌ايد و درخت مركبات و گل رازقى از ميناب خواسته‌ايد كه در آنجا بكاريد ، خيلى خوشوقت شدم كه يادگار و اثر خوبى خواهيد گذاشت . گرچه عمر من وفاى به ديدن و حظ بردن آنجا نخواهد كرد ، ولى اميدوارم به عوض اين زحمات ، يك روز حظ و لذتى براى خودتان از آنجا حاصل شود كه در واقع ، دار و ندار من براى شما چند نفر اولاد است كه انشاء الله تعالى به‌طور خوشى با يكديگر سلوك و اتفاق كرده ، برخوردار باشيد ؛ و الا از من گذشته و آفتاب لب اين بامم . ولى اين مسئله را هم بدانيد كه احياء زمين لم يزرع ، از جمله اعمال خيريهء بزرگ دنياست كه گذشته از عقايد مذهبى ، نتيجهء اين كار ، خير از محفوظات است و ربطى به وعده‌هاى آخرت ندارد . بارى ، دو خواهش از شما دارم كه سابقا هم نوشته‌ام ؛ هرگاه در زمان توقف خودتان در عباسى به عمل آورديد ، فبها . و الا تأكيد كنيد وحيد الملك اين دو مطلب را صورت داده ، بفرستد . اولا ، آن قدر اراضى را كه اجلال نظام خريدارى كرده است ، مساحت كرده ، صورتش را بفرستيد كه بدانم چند ذرع مضروب است . ثانيا ، تصديق و تصديق استشهادى از تجار عباسى در باب ملكيت اسكله براى من بگيريد كه مالك بودن مرا همگى تصريح و تصديق كرده ، بنويسند و هريك مهر كنند كه در اين باب ، مذاكرات

--> ( 61 ) - ضمير به « ارباب » يعنى ميرزا على اصغر خان اتابك راجع است .